ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

157

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) از بنى تميم و اگر خدا بخواهد مورد اعتماد بوده است و به روزگار اميرى حجاج بن يوسف بر عراق درگذشته است . قاسم بن ربيعة موسى بن اسماعيل ، از ابو هلال ، از هارون بن تميم ما را خبر داد كه مىگفته است * هر گاه از حسن بصرى چيزى درباره نسب مىپرسيدند ، مىگفت بر شما باد كه از قاسم بن ربيعه بپرسيد . ميمون بن سياه گويد اسماعيل بن عبد اللّه بن خالد يشكرى ، از يحيى بن سليم ، از كهمس بن عبد اللّه ما را خبر داد كه مىگفته است * از ميمون بن سياه كه از حسن بصرى بزرگتر بود و چيزهاى ديده و درك كرده بود كه حسن درك نكرده بود شنيدم مىگفت ، پيش من دربارهء يكى از اين دولتمردان - پادشاهان - سخن گفتند و در پوستين او افتادند . من دربارهء او نه بدى گفتم و نه نيكى . به خانه برگشتم و خوابيدم . خواب ديدم كه برابر من لاشهء مرده‌اى زنگى كه باد كرده و متعفن شده بود قرار دارد و كسى بالا سرم ايستاده و مىگويد از اين لاشه بخور . گفتم : اى بنده خدا چرا بايد بخورم ؟ گفت : براى آنكه از فلانى در حضور تو غيبت شد . گفتم : من كه هيچ سخنى در بدى و خوبى او نگفتم . گفت : آرى ولى شنيدى و راضى بودى . ابو غلّاب يونس بن جبير باهلى محدثى مورد اعتماد بوده و پيش از انس بن مالك درگذشته است . او وصيت كرد كه انس بر جنازه‌اش نماز گزارد . عسعس بن سلامة كنيه‌اش ابو صفره و از خاندان حارث بن كعب است .